أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

70

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) به چشم من فرو مىكند ، گفتند ما هيچ چيزى نمىبينيم و او كور شد . اسود بن عبد يغوث گرفتار چند دمل شد كه در سرش بيرون آمد و كشته شد . حارث گرفتار صفرا گرديد ، چنان كه آب زرد رنگ استفراغ مىكرد تا در گذشت . عاص بن وائل روزى نشسته بود كه خارى بر سرش فرو رفت و از آن در گذشت . بعضى ها هم مىگويند كه به منظور رفتن به طائف سوار شده بود و اتفاقا از روى خر به پائين پريد و روى خار افتاد ، خارى به كف پايش فرو رفت و همان سبب مرگش گرديد . نفرين پيامبر ( ص ) بر كافران قريش 14 به قحطى و اجابت آن . مسروق مىگويد روزى در مسجد مردى دربارهء آيه : يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ « روزى كه مىآورد آسمان دودى آشكار » قسمتى از آيه 9 سوره 44 ، تفسير مىكرد و مىگفت منظور دودى است كه در روز قيامت چشم و گوش كافران را مىگيرد و كور و كرشان مىسازد و مؤمنان هم از آن دود گرفتار حالتى مثل زكام مىشوند . ما برخاستيم و پيش عبد الله بن مسعود رفتيم او در خانه‌اش بود و به متكائى تكيه داده بود ، چون اين خبر را به او گفتيم ناراحت شد و نشست و گفت اى مردم هر كس چيزى را درست بلد است و ميداند بگويد و هر كس نميداند بگويد نمىدانم زيرا از لوازم علم اين است كه عالم بگويد نميدانم و خدا داناتر است ، آنگاه اين آيه را خواند قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ « بگو نمىخواهم از شما بر آن هيچ مزدى و نيستم من از كسانى كه چيزى بر خود ببندند » آيهء 86 سوره 38 . و گفت اكنون دربارهء دخان براى شما توضيح ميدهيم ، چون قريش عصيان ورزيدند و از اسلام آوردن خوددارى كردند پيامبر عرض كرد پروردگارا مرا بر ايشان يارى ده با هفت سال قحطى مانند هفت سال قحطى